خرید بک لینک

در روزگاری که ثابت شده است تحمل مخالف و شنیدن صداهای دیگر ٬ میتواند راه حلی باشد برای برطرف کردن بسیاری از معضلاتی که گاه تصمیمات یک جانبه و فردی در جامعه بوجود می آورند ٬ چه بهتر است که دست اندرکاران ٬ با بهره گیری از تمام نظریات موافق و مخالف و استفاده از توانمندیهای همه سلیقه های مستعد و کاردان ٬ راه را برای رسیدن به رشد و توسعه پایدار در کشور فراهم کنند . البته شرط اولیه رسیدن به این مهم خروج بدون قید و شرط ٬ تک تک افراد جامعه از دایره محدود خودپسندی

های فردی و پرهیز از نگاه خصمانه به واقعیتی به نام سلیقه مخالف و بالابردن قدرت تحمل خود در مواجهه ٬ با شنیدن نظر مخالف است ٬ که مطمئناً بدون این خودسازی های ابتدائی و فردی و تنها تکیه کردن مسئولین و دست اندرکاران جامعه ٬ بر شعارگرائی در این زمینه ٬ نه تنها دردی از دردهای اجتماع دوا نمیکند بلکه باعث ایجاد نوعی دلزدگی و تردید در اقشار جامعه نسبت به حرف و گفتار متولیان امر نیز میشود . به عبارت ساده تر آیا همانطور که همه جوره حامی تفکرات و نظرات دوستان و همفکران خود هستیم ٬ آیا حاضریم در مقابل استدلال منطقی مخالفین خود هم سر تعظیم فرو آوریم ؟ و یا تنها با بسنده کردن به ژست های تبلیغاتی در این زمینه و گفتن سخنان زیبا و عوام پسندانه در تحمل اندیشه مخالف ٬ میخواهیم جای خالی این فضیلت اخلاقی و مُدرن را در جامعه پر کنیم؟ ژان ژاک روسو متفکر و فیلسوف سوئیسی _فرانسوی که در اوج دوره روشنگری اروپا زیست میکرد در باب تحمل مخالف و آزادی بیان میگوید «من حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی» در صورتی که برخلاف آن در هر جامعه ای ٬ انحصار گرایانی هستند که حاضرند ٬ برای بستن دهانها منتقد کننده ٬ جان خود را نیز بدهند و این از حقایق تلخ روزگار است که میتوان گفت این دو اظهارنظر از دو دیدگاه متفاوت به مقوله انسان و جهان ناشی میشود ٬ که ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﺗﺎ ﺧﺪﺍﭘﺮﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ . ﮐﻪ یکی ﺑﺎ ﺗﻨﮓ ﻧﻈﺮﯼ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯿﺖ خواهی ﺣﻖ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﯼﻫﺎ ﻣﯽداند و طبیعی هست چنین تفکری به هیچ عنوان اجازه عرض اندام به اندیشه و تفکر دیگر را نمیدهد و در مقابلش آن اندیشه دیگر است که حق ﺁﺯﺍﺩﯼ و داشتن نعمت خدادادی اختیار و انتخاب آزاد را برای همه و حتی مخالفین خود نیز به رسمیت میشناسد ﻭ نیز ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ تنها ﺩﺭ ﺗﺒﺎﺩﻝ ﺁﺭﺍﺀ ﻭ ﺗﻀﺎﺭﺏ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺁﺑﺪﯾﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ و ﺩﺭ مسیر رشد و تکامل قرار میگیرد . در فضیلت وجود عقیده مخالف ویکتور هوگو نویسنده و داستانسرای شهیر قرن ۱۹ فرانسه و صاحب کتابهایی چون بینوایان ٬ گوژپشت نتردام و مردی که میخندد ٬ در قسمتی از وصیت نامه خود به دخترش چنین میگوید : ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺯﻭﻣﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ، ﻧﻪ ﮐﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺯﯾﺎﺩ ، ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ، ﺗﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺮﺳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻏﺮﻩ و مغرور ﻧﺸﻮﯼ ، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺷﯽ، ﻧﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ، چون ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺍﺳﺖ ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺩﺭﺳﺖ ﺻﺒﻮﺭیت ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﻮﯼ . دکتر علی شریعتی آن متفکر اندیشمند و معلم برجسته و آن فریادگر بزرگ آزادی در صفحه ۱۱۱ کتاب نیایش خود مینویسد : «خدایا عقیده مرا از دست عُقده هایم مصون بدار و به من قدرت تحمل عقیده مخالف را ارزانی کن ….» ولی متاسفانه با وجود این همه دلایل منطقی و عقلی برگرفته از کلام این اندیشمندان ٬ صاحب سبک داخلی و خارجی ٬ باز عده ای کوته فکر هستند که با هدف یکدست کردن جوامع از تفکرات و نظرات متنوع ٬ سعی در کوبیدن مُهر بُطلان به این اندیشه ها را دارند و با زدن تهمت غربی و وارداتی بودن به این تفکرات ٬ آنها را خالی از اصالت الهی و مفاهیم اسلامی و دینی میدانند و بدین سبب شایستگی توجه به آنها را حرام میدانند و در عوض نوعی قرائت خشک از اسلام را ارائه میدهند که در آن هیچگونه نرمشی در باب پذیرش فکر و اندیشه نو نیست و چه بسا به قدرت رسیدن نمونه هایی از این تفکرات همچون داعش و طالبان در هر گوشه ای از دنیا ٬ فجایعی را به بار آورده است که تاریخ از بازگو کردن عمق جنایاتشان نیز شرم دارد . ولی برخلاف نظر این کوته بینان کوته فکر میتوان با رجوع کارشناسانه و دقیق به گوشه ای از آیات قرآن و مطالعه سیره نبوی در باب تحمل مخالف و مشورت خواستن از سلایق و افکار متنوع موجود در جامعه آن زمان ٬ خلاف ادعاهای آنان را ثابت کرد . اینک به بهانه ﻣﯿﻼﺩ ﺭﺣﻤﺔ ﻟﻠﻌﺎﻟﻤﯿﻦ ، محمد مصطفی(ص) ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺵ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪﻫﺎﯼ خداوند ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ، ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺨﺎﻟﻔﯿﻦ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺗﻮﺷﻪﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ پویندگان راه حق و حقیقت ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺗﺤﻔﻪﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ از شدت تکبر وخودبینی ﺗﺤﻤﻞ ﺷﻨﯿﺪﻥ ” ﺗﻮ ” ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﺗﻮﺻﯿﻪﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ خداوند در قرآن ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﺳﻼﻡ در مورد لزوم تحمل مخالفین کرده است ، ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺟﺪﯼ ﻭ ﺑﻌﻀﺎً ﺗﻬﺪﯾﺪﺁﻣﯿﺰ ﺍﺳﺖ که برخی ﺍﺯ ﻣﻔﺴﺮﯾﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ مصداق این ضرب المثل که میگوید : «ﺑﻪ ﺩﺭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺸﻨﻮﺩ » ﺗﻠﻘﯽ ﮐﺮﺩﻩاند ﻭ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﺎﺕ ﻣﺆﻣﻨﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ٬ هر چند که در ﻇﺎﻫﺮ ﺁﯾﺎﺕ ٬ ﺷﺨﺺ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً خطاب شده ٬ ﻭلی هدف اصلی آن ٬ مسلمانان و پیروان اولیه پیامبر بوده است . اینک با مراجعه به متن مقدس قرآن دو نمونه از این آیات را از مجموع هزاران آیاتی که در این زمینه وجود دارد را انتخاب میکنیم ٬ که در این آیات خداوند به پیغمبرش در زمینه لزوم مشورت و تبادل نظر با همه گروه های موجود در جامعه و از جمله دگراندیشان و کسانی که برخلاف او و همفکرانش طور دیگر میاندیشند و همچنین لزوم تحمل عقیده مخالف توصیه هایی کرده است .خداوند در قرآن کریم ، سوره انبیاء ، آیه ۱۰۷ میفرماید :«فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَلَو کُنتَ فَظًّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِکَ فَاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فِی الأَمرِ فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ» در این آیه مبارکه خداوند پیامبر را نبی رحمت معرفی میکند و در قسمتی که میفرماید :« وَما اَرْسَلْناکَ اِلّا رَحْمَهً لِلعالَمینَ» ای پیامبر ما تو را فرستادیم تا رحمتى بر اهل عالم باشی . یعنی این پیام رحمت فقط مختص مسلمانان و مردم شبه جزیره عربستان نیست بلکه ماهیت وجودی آن ٬ رحمت برای تمام کل جهان است و در این آیه با آوردن عبارت ( وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلّا ) تاکید میکند که پیام اصلی پیامبر همین است و بس یعنی آوردن رحمت برای کل دنیا و نه چیز دیگر ٬ و نیز به پیامبر میگوید ٬ که تو به خاطر محتوی این پیام رحمت خاص هست که انسان استثنائی شده ای که با مردم به ملایمت و مهربانی رفتار میکنی (فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم) و نیز خداوند در این آیه به صراحت هم تاکید میکند ٬ با عبارت ( وَلَو کُنتَ فَظًّا غَلیظَ القَلب ) که اگر آدم خشن و بد زبانی بودی و خُلق بدی داشتی ٬ مردم از پیرامون تو پراکنده میشدند . این آیه در مورد علل و عوامل شکست مسلمانان در جنگ اُحُد نازل شده است ٬ جنگی که قبل از شروع آن ٬ پیامبر برای تعیین محل رویارویی با دشمن با مسلمانان به شور و مشورت مینشیند ٬ که در آن شورا پیامبر و عده ای از مسلمانان به دلیل کمی نفرات سپاه اسلام و زیادی نیروهای خصم ٬ رأی به آرایش دفاعی برای رویارویی با دشمن در داخل شهر میدهند . در مقابل عده تقریبا زیادی از مسلمانان که اکثرأ از قشر جوان بودند ٬ به دلیل شور جوانی و غرور کاذب ٬ خواهان نبرد با دشمن در خارج مدینه شدند و استدلالشان این بود که همانطور که در جنگ قبلی (جنگ بَدر) توانستن با نفرات به مراتب کمتر از دشمن ٬ بر آنها پیروز شوند ٬ اینک نیز پیروزی از آنان است . بدین سبب پیامبر اسلام با توجه به تعداد زیادی که از این نظر حمایت کردند ٬ به رأی اکثریت احترام میگذارد و نمیگوید چون من پیغمبرم و سرپرست شما هستم باید حرف حرف من باشد ٬ بلکه با احترام به رأی اکثریت و پذیرش آن ٬ پایه های یک دموکراسی و احترام به مردمسالاری را در این جامعه نو پا و تازه تأسیس ٬ پی ریزی میکند و بدین ترتیب برای مقابله با دشمن به خارج از شهر میروند . در ابتدا پیامبر با توجه به وضعیت منطقه جنگ ٬ عده ای را در حدود ۶۰ نفر ٬ مامور به حفاظت از تنگه پشت سر سپاه اسلام میکند ٬ تا مانع حمله دشمن از پشت سر شوند و به آنها تاکید میکند که حتی اگر آسمان هم به زمین آمد این تنگه را رها نکنید چون نقطه بسیار سوق الجیشی ای میباشد . ولی متأسفانه پس از شروع جنگ و پیروزی ابتدایی لشکر اسلام و فرار دشمن به نخلستانهای اطراف ٬ اکثر نگهبانان این تنگه به خیال آنکه جنگ دیگر تمام شده است ٬ به طمع جمع آوری غنائم جنگی ٬ محل تنگه را ترک میکنند و دشمن شکست خورده که مترصد فرصتی برای ضدحمله مجدد و جبران شکست ابتدائی خود بود ٬ با دیدن این ترک پست ٬ تجدید قواء میکند و پس از دور زدن لشکر اسلام ٬ از محل همان تنگه که تعداد نیروهایش اکنون بسیار بسیار کم شده بود ٬ از پشت سر به مسلمانان یورش میبرد و ۷۰ نفر از سپاه ۳۱۳ نفری مسلمانان را کشته و نزدیک به ۷۰ نفر دیگر را هم زخمی میکنند و حتی فرمانده لشکر اسلام ٬ حمزه سیدالشهدا هم شهید میشود و در این وضعیت خطرناک حادث شده ٬ اگر فداکاری و شجاعت حضرت علی و جمعی از یاران پیامبر در دفاع از ایشان نبود ٬ چه بسا جان پیغمبر هم به خطر می افتاد ٬ و در نهایت هر چند که دندان های پیامبر شکست و زخمهای فراوانی مدافعان پیامبر برداشتند ولی در انتها مسلمانان توانستند با ساماندهی مجدد قوای خود دشمن را به عقب برانند و اینچنین شد که خطر بزرگی از سر جامعه نوپای اسلام دور شد . پیامبر پس از این جنگ علاوه بر اینکه خاطیانی که به طمع جمع آوری غنائم ترک پست کرده بودند را میبخشد . بلکه به آن گروه از جوانان هم که در شورای مشورتی قبل از جنگ ٬ برخلاف نظر پیامبر رأی داده بودند ٬ هم دلداری میدهد و به آنها میفهماند که اساس شوراء و مشورت همین است و در شورا و مشورت رأی اکثریت تعیین کننده هر تصمیمی است . حالا میخواهد این تصمیم جمع ٬ برخلاف نظر پیامبر یعنی شخص اول جامعه اسلامی باشد . دراین آیه خداوند ضمن تمجید حرکت پیامبر در عفو خاطیان جنگ و هم در پذیرفتن رأی اکثریت شوراء ٬ که مستلزم دارا بودن روحیه تحمل مخالف در پیامبر بود ٬ این ملایمت اخلاقی او را نشأت گرفته از رحمت ویژه الهی میداند که در وجودش نهادینه شده است ٬ و نیز به او خاطر نشان میکند که اگر در برخورد با مردم ملایم نبودی و با خشنونت و بداخلاقی و دیکتاتوری با آنها رفتار میکردی چه بسا مردم از اطرافت پراکنده میشدند و در ادامه به پیامبر نکته بسیار مهم دیگری را نیز تذکر میدهد و میگوید : « وَاستَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فِی الأَمر» یعنی باز با همین افرادی که در جنگ سهل انگاری کردند و تو آنها را بخشیدی و همچنین آن افرادی که در شورای مشورتی قبل از جنگ ٬ نظری اشتباه و مخالف ٬ نظر تو دادن ٬ مشورت کن و دوباره به آنها شخصیت بده . یعنی به صِرف یک اشتباه نباید فرد را از جامعه طرد کرد و یا به این دلیل که چون مثل من نمی اندیشند ٬ پس نباید حق اظهار نظر داشته باشند . زیرا انسانها جایزالخطا هستن و بسان فرشته ای نیستند که از آسمان آمده باشن . تمامی انسانها به دلیل دارا بودن قوه اندیشه و اختیار چه بسا در شناخت راه درست از نادرست ٬ دچار خطا و اشتباه هم میشوند و این دنیا هم محل این آزمونها و کسب تجربه ها از این امتحانات است . پس خداوند به پیامبرش میگوید که به آنها دوباره میدان بده و در جلسات شورا و مشورت ٬ باز هم از آنان نظر خواهی کن تا شخصیت شان ساخته شود ٬ که بی شک راه رشد هر جامعه ای در همین باز کردن فضاها برای ورود همه سلایق فکری است ٬ که بتوانند ابراز وجود کنند و نقشی در سازندگی و رشد جامعه خود داشته باشند . آیه دیگری که در این بحث جا دارد به آن اشاره کنیم ٬ آیه ۱۳۰ سوره طه میباشد که در آن خداوند ضمن توصیه به صبر و تحمل در مقابل مخالف ٬ نکات بسیار آموزنده ای را به پیامبر یادآور میشود . خداوند در این آیه میفرماید : فَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضی . این آیه در زمانی نازل شد که پیامبر به دلیل اینکه مشرکان دعوتش به سوی اسلام را رد میکردند و با او به مخالف برخواسته بودند ٬ ناراحت و غمگین بود و خداوند در این آیه ضمن دلداری پیامبر ٬ راهکاری را هم به پیامبر برای غلبه بر ناراحتی ش ارائه میدهد و به او میگوید : (فَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ ) تحمل کن ٬ صبر کن در مقابل آنچه که به تو میگویند . یعنی در مقابل مخالف خود تحمل و شکیبایی داشته باش و از اینکه مخالف داری ناراحت نباش و در ادامه آن ٬ خداوند چیز عجیب و غریبی به پیامبر میگوید که آن اینست : ( وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضی ) که شاید در نگاه اول نتوانیم معنی و مفهومش را درک کنیم ٬ ولی با فرو رفتن در عمق مفهومی این عبارت که پس از توصیه به صبر ٬ به پیامبر گفته شده است . معنی آن را به خوبی درک میکنیم . در این قسمت از آیه ٬ خداوند به پیامبر میگوید : قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آفتاب و در قسمتی از شب و دو طرف روز ٬ خدا را تسبیح کن به حمد ٬ تا راضی و آرام شوی . شاید سئوالی که اینجا پیش میاید این است که چگونه انسان میتواند با تسبیح خداوند یا نمازهای پنجگانه در لحظاتی خاص از شبانه روز ٬ قدرت تحمل خود را در برابر رأی و نظر مخالف بالا ببرد . خداوند علاوه بر این آیه ٬ در چندین آیه دیگر از قرآن همچین توصیه ای را به پیامبر میکند . همانطور که قبلا ذکر کردیم دقت در این دسته از آیات و توجه موشکافانه به آن زمانهایی و ساعاتی که خداوند میفرماید در آن وقتها ٬ حمد و تسبیح مرا به جای بیاورید تا آرام شوید ٬ به خوبی جواب را برای ما روشن میکند و میتوان گفت آیا غیر از این هست ٬ که خداوند میخواهد به ما بگوید که آی انسانها ٬ نگاه کنید به طبیعت ٬ که یک زمانی شب و همه جا تاریک ٬ تاریک است و این شب یواش یواش رقیق و رقیق تر میشود و میرود و طلوع فجر که خورشید در آن کمرنگ است جایگزینش میشود و در ادامه همین خورشید در وسط روز ٬ پر نور و نورانی میشود . یعنی ای انسانها ببیند چقدر در شبانه روز ٬ تنوع داریم و همیشه شب نیست و روز نیز دائم نمیباشد و ببینید که این تنوع و تفاوت در غروب و طلوع خورشید چه برکتهایی به جا میگذارد ٬ زیرا که اگر همیشه کره زمین ٬ روز بود یا شب بود ٬ محال ممکن بود که حیات در کره زمین بوجود آید . زیرا این روز و شب هست که سبب پیدایش گرما و سرما و نیز انبساط و انقباظ در دو بخش از کره زمین میشود ٬ که در ادامه با ایجاد اختلاف سطح بین ارتفاع هوای گرم و سرد (هوای سرد به پائین و هوای گرم به بالا ) یک سیکل ایجاد میشود که سرانجام به تولید باد ختم میشود و این باد بواقع محصول اختلاف دمایی شب و روز است که سپس رطوبت سطح دریاها را به صورت ابر جمع آوری میکند و این ابرها نیز زمین را آبیاری میکنند و اینچنین میشود که طبق یک نظم شگفت انگیزی ٬ فصلهای مختلف بوجود می آیند . آری همه این موهبتها محصول اختلاف و محصول تنوع و یک گونه نبودنها میباشد و میتوان گفت تمام زیبایی های زمین ناشی از این سفید وسیاهی ها و ناشی از همین حق و باطل بودن هاست . یعنی تا شمر و یزید نباشد ٬ امام حسین بوجود نمیآید و این تضادها و اختلافات هستند که از درون آنها ٬ ارزشها ظاهر و متبلور میشوند . در این آیه با توجه به این مفاهیمی که از آن استخراج شد ٬ خداوند میخواهد به پیامبر بگوید ٬ اگر از مخالفت مشرکان نسبت به دعوت خودت اندوهگین شده ای ٬ بهتر است به جای غصه خوردن ٬ صبر و تحمل خود را در مقابل این مخالفین افزایش دهی و از یک افقی بسیار بالاتر به این جهان نگاه کن . جهانی که همه چی آن بر روی نظمی است که خداوند براساس تنوع و اختلاف ٬ بین پدیده های مختلف ٬ این نظم را پی ریزی کرده است . پس در این مواقع که از مخالفتهای مخالفان خود رنجوری ٬ بهتر است به جای خودخوری و ناراحتی ٬ خداوند خالق این همه تنوع افکار و اندیشه ها را به حمد و ثنا ٬ تسبیح و تقدیس کنی و بدانی که وجود این تنوع ها و تضادهاست که هم زمینه را برای رشد و شکوفایی انسانها و هم ادامه حیات موجودات ٬ را در روی زمین فراهم میکند . قرآن معجزه جاوید پیامبر مملو از چنین مفاهیم مُدرن و پیشرفته ای است که میتوان تک تک این گوهرهای گرانقدر را با تحقیق و مطالعه متن مقدس آن ٬ استخراج کرد و بدین سبب با بهره گیری از هر کدام از این مفاهیم با ارزش ٬ مسیر رشد و کمال انسانی را ٬ هر چه بیشتر و بهتر طی نمود . در پایان امیدواریم که ما و سایر مسئولین تصمیم گیرنده کشور ٬ در یک عزمی ملی و با رنسانسی به تعالیم ناب پیامبران و از جمله حضرت ختمی مرتبط محمد مصطفی (ص) که خداوند وی را به عنوان اُسوه حسنه و الگوی رفتاری برای همه جهانیان معرفی میکند ٬ بتوانیم از ایشان الگوی بسیار ارزنده ای ٬ در باب تحمل و تعامل با همه افکار و اندیشه ها ٬ کسب کنیم و در سایه این تفاهمات و همدلی ها ٬ به کشور و میهن عزیز خود هر چه بیشتر و بهتر خدمت رسانی کنیم ……..انشاءالل

برچسب: پیامبرص, نویسنده: پرهام صفری تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 18:26

صفحه بندی